حبیبالرحمن حکمتیار:
روایت تحولات پس از سقوط رژیم کمونیستی در کابل
بریانیوز:(پنجشنبه،۲۱ حوت۱۴۰۴) حبیبالرحمن حکمتیار، از چهرههای مطرح سیاسی افغانستان، دیروز چهارشنبه ۲۰ حوت در یادداشتی در صفحه فیسبوک خود با اقتباس از کتاب «دسایس پنهان و چهرههای عریان» تالیف آقای گلبدین حکمتیار به بررسی بخشی از تحولات سیاسی افغانستان پس از سقوط رژیم کمونیستی در کابل پرداخته است.
او در این یادداشت نوشته است که پیش از سقوط حکومت کابل به رهبری داکتر نجیب، در یک نشست در پاکستان تصمیم گرفته شد که صبغتالله مجددی برای مدت دو ماه بهعنوان رئیس انتقالی دولت مجاهدین تعیین شود. بر اساس این توافقنامه، پس از او استاد برهانالدین ربانی برای مدت چهار ماه بهعنوان رئیس دولت مؤقت مجاهدین فعالیت میکرد و در همین مدت باید آمادگی برای برگزاری انتخابات ریاستجمهوری فراهم شده و انتخابات برگزار میشد.

به گفته حکمتیار، با افزایش مشکلات و انتقادات، ائتلاف تلاش داشت تحت نام مذاکرات فرصت بیشتر به دست آورد. در همین راستا از جماعت اسلامی پاکستان و سفیران پاکستان و عربستان سعودی خواسته شد تا میانجیگری کنند. او نوشته است که قاضی حسین احمد همراه با هیأتی از جماعت اسلامی پاکستان به کابل آمد و برای مدتی میان دو طرف رفتوآمد داشت. پس از آن نیز نمایندگان حکومت نواز شریف توافق کردند که نشستی در سطح رهبران تنظیمها در اسلامآباد برگزار شود و همه گروههای افغان با برگزاری این نشست موافقت کردند.
حکمتیار افزوده است که از وضعیت این نشست چنین برمیآمد که برخی طرفها، بالخصوص، بر دادن مهلت بیشتر به استاد ربانی برای تصدی ریاست دولت مجاهدین تأکید دارند؛ اما بهجز استاد سیاف، رهبر اتحاد اسلامی، سایر رهبران و نمایندگان تنظیمها با این پیشنهاد موافق نبودند. به نوشته او، در این نشست استاد ربانی و همراهانش دو خواسته مطرح کردند: نخست اینکه او برای مدت دو سال بهعنوان رئیسجمهور پذیرفته شود و دوم اینکه وزارت دفاع به احمدشاه مسعود سپرده شود.

در ادامه این یادداشت آمده است که هیچیک از طرفها و تنظیمهای جهادی حاضر به پذیرش این خواستهها نبودند. به گفته حکمتیار، موضع آنان این بود که ریاستجمهوری و وزارت دفاع اصولاً نباید به یک تنظیم سپرده شود، زیرا یکی از دلایل رویدادهای خونین گذشته همین بوده است که این دو پست به یک تنظیم واگذار شده بود. همچنین تأکید شده بود که در دوره مؤقت باید برگزاری انتخابات ریاستجمهوری تضمین شود.
او در ادامه نوشته است که نواز شریف و ترکی الفیصل تأکید داشتند استاد ربانی برای مدتی دیگر رئیسجمهور باقی بماند. به گفته حکمتیار، در نتیجه پافشاری و اصرار زیاد آنان، ابتدا وی و سپس دیگران پذیرفتند که ربانی برای مدت ۱۸ ماه رئیس دولت مجاهدین باقی بماند، به شرط آنکه مطابق توافقنامۀ امضا شده درهمین مدت انتخابات ریاستجمهوری برگزار شود و صلاحیتهای رئیسجمهور و صدراعظم نیز از همان زمان مشخص گردد. به گفته او، در نهایت همه طرفها با این طرح موافقت کردند و اسناد توافق تنظیم و امضا شد.

بر اساس این یادداشت، در یکی از بندهای توافقنامه آمده بود که رئیسجمهور و صدراعظم باید با تفاهم میان خود عمل کنند و اگر در موضوعی اختلاف نظر به وجود آید، باید از طریق مذاکره آن را حل کنند. در صورتی که اختلاف حل نشود، موضوع به نشست مشترک کابینه و رئیسجمهور ارجاع داده میشود. همچنین در این توافقنامه ذکر شده بود که همه امور مربوط به سیاستهای دولت باید در جلسات کابینه به ریاست صدراعظم تصمیمگیری شود و تمام وزیران و معینان بهصورت فردی و جمعی در برابر تصمیمهای حکومت مسئول باشند.
حبیب الرحمن حکمتیار در ادامه و با اقتباس از کتاب «دسایس پنهان و چهرههای عریان» افزوده است که در نشست امضای توافقنامه از هیأت ایران نیز برای شرکت دعوت شد. به گفته او، تصمیم گرفته شد که ابتدا برای دعا به مکه معظمه سفر شود و در پایان توافقنامه، شاه فهد پادشاه عربستان سعودی و هاشمی رفسنجانی رئیسجمهور ایران، همراه با نواز شریف، بهعنوان شاهد و ضامن آن را امضا کنند. او نوشته است که همه رهبران شامل در توافق همراه با نواز شریف به عربستان رفتند و عمره ادا کردند. پس از انجام عمره، توافقنامه در مکه معظمه و در یک نشست علنی با حضور شاه فهد بار دیگر امضا شد و سپس هیأت به تهران رفت و هاشمی رفسنجانی نیز بهعنوان شاهد در پایان توافقنامه آن را امضا کرد.

در ادامۀ این روایت آمده است که پس از دیدار با رئیسجمهور ایران، استاد ربانی در تهران باقی ماند و از طریق مشهد به ولایت هرات رفت. به گفته حکمتیار، ربانی در مسجد جامع هرات سخنرانی کرد؛ اما سخنان او چنان بود که گویی اصلاً هیچ توافقنامۀ امضا نشده است. حکمتیار نوشته است که ربانی با لحنی تند و عقدهمندانه از آنان انتقاد کرد و از مردم هرات خواست علیه مخالفان دولت اسلامی به جهاد ادامه دهند.
در بخش دیگری از این یادداشت آمده است که استاد ربانی بهمحض رسیدن به کابل، هیأتی را به ریاست داکتر عبدالرحمن به مزارشریف فرستاد. حکمتیار نوشته است که جنرال دوستم درباره مأموریت این هیأت به او گفته است: «بهمحض آغاز گفتوگو، آنان نقشۀ را که از کابل آورده بودند روی میز پهن کردند و دربارۀ طرح جنگ و عملیات علیه مجاهدین حزب اسلامی به گفتوگو پرداختند. آنان گفتند که در سروبی علیه مراکز و مجاهدین حزب اسلامی باید از سه جهت عملیات انجام شود؛ از راه نجراب و ماهیپر نیروهای جمعیت اسلامی و شورای نظار، و از راه لتبند قطعات جنبش به رهبری دوستم در سروبی عملیات کنند.»

حکمتیار در ادامه نوشته است که در پاسخ به آنان جنرال دوستم گفته است: «شما همین دیروز با حزب اسلامی توافقنامه امضا کردید و هنوز رنگ امضا خشک نشده، اما اکنون طرح عملیات و جنگ میریزید؟ چه اتفاقی افتاده و با چه بهانۀ این عملیات را آغاز کنیم و توافقنامه را نقض نماییم؟ دستکم باید چند روز بگذرد تا بهانۀ پیدا کنیم که افراد خود را قانع سازیم.» او افزوده است که با این عملیات موافقت نکرده است.
در ادامه آمده است که برای نیروهای شورای نظار انجام عملیات بهسوی ولسوالی سروبی یا چهارآسیاب به هدف عقب راندن مجاهدین حزب اسلامی بدون کمک جنرال دوستم ممکن نبود؛ به همین دلیل آنان طرح تصفیه ولایات پروان و کاپیسا از وجود مجاهدین حزب اسلامی را تهیه کردند. با این حال، پیش از اجرای این عملیات و در پی میانجیگری هیأتی از ننگرهار، در نشست رهبران در جلالآباد توافقی حاصل شد. در این مذاکرات همه شرکت داشتند، بهجز رهبر حزب وحدت.
حکمتیار در پایان یادداشت خود نوشته است که روایت این تحولات ادامه دارد.
برای نظر دادن باید ثبتنام کرده یا وارد شده باشید ورود?