هفتم ثور؛
سیاهترین و سرنوشتسازترین روز در تاریخ معاصر افغانستان
نویسنده: محمد کبیر قانع
بریانیوز: دوشنبه، ۱۴ ثور۱۴۰۵- هفتم ثور ۱۳۵۷ خورشیدی (۲۷ اپریل ۱۹۷۸ میلادی) در حافظه تاریخی افغانستان بهعنوان یکی از بحثبرانگیزترین و سرنوشتسازترین روزها ثبت شده است؛ روزی که بسیاری آن را آغازگر یک دوره طولانی از جنگ، اشغال، ویرانی و فروپاشی ساختارهای سیاسی و اجتماعی کشور میدانند.
افغانستانِ مستقل در طول تاریخ معاصر خود بارها هدف تهاجم نظامی قدرتهای خارجی و همچنین دسیسهها و رقابتهای داخلی قرار گرفته است؛ اما در میان این رویدادها، کودتای هفتم ثور ۱۳۵۷ که توسط حزب دموکراتیک خلق افغانستان و با حمایت بخشی از ساختارهای نظامی و ارتباطات نزدیک با اتحاد جماهیر شوروی (مسکو) صورت گرفت، بهعنوان یکی از نقاط عطف بسیار حساس شناخته میشود. این تحول، زمینهساز تغییر بنیادین در نظام سیاسی کشور و ورود افغانستان به مرحلۀ از وابستگی شدید سیاسی و ایدئولوژیک به بلوک شرق گردید.
بر اساس روایتهای تاریخی و اسناد منتشرشده از دوره جنگ سرد، نظام سلطنتی محمد ظاهرشاه (۱۹۳۳–۱۹۷۳) که حدود چهار دهه در افغانستان حاکم بود، در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی با بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روبهرو شد. در سال ۱۳۵۲ خورشیدی، محمد داود خان با کودتای بدون خونریزی علیه سلطنت، نظام جمهوری را تأسیس کرد (۱۹۷۳ میلادی). اما این نظام نیز بهدلیل اختلافات داخلی و فشارهای سیاسی، با چالشهای جدی مواجه شد.

در همین دوره، سازمانهای وابسته به جریان کمونیستی با الهام از ایدئولوژی مارکسیستی-لنینیستی و حمایت فکری و سیاسی اتحاد شوروی، در ساختارهای نظامی و دولتی نفوذ کردند. تحلیلهای متعدد سیاسی و برخی روایتهای تاریخی، از رقابت ژئوپولیتیکی جنگ سرد بهعنوان یکی از عوامل تأثیرگذار در این تحولات یاد میکنند.
در هفتم ثور ۱۳۵۷، حزب دموکراتیک خلق افغانستان با اجرای کودتایی نظامی، حکومت محمد داود خان را سرنگون کرد. این رویداد منجر به کشته شدن داود خان و اعضای خانوادهاش در ارگ ریاست جمهوری گردید و آغازگر نظام موسوم به «جمهوری دموکراتیک افغانستان» شد؛ نظامی که بهطور مستقیم با اتحاد شوروی پیوند سیاسی و امنیتی داشت.
بر اساس برخی دیدگاهها، از جمله تحلیلهایی که از سوی چهرههای سیاسی مانند گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان، مطرح شده است، این کودتا در چارچوب رقابتهای منطقۀ و نگرانی از رشد جریانهای اسلامی و مردمی در افغانستان صورت گرفت. به باور این دیدگاهها، حرکتهای فکری و اجتماعی مانند «نهضت جوانان مسلمان» در دهه ۱۳۵۰، موجب نگرانی جریانهای چپ و حامیان خارجی آنان شده بود.
در ادامه تحولات، دولت جدید با موجی از اعتراضات مردمی، سرکوب سیاسی و ناآرامیهای گسترده روبهرو شد. این وضعیت در نهایت زمینهساز ورود مستقیم نیروهای اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان در ۶ جدی ۱۳۵۸ خورشیدی (۲۷ دسامبر ۱۹۷۹ میلادی) گردید. با این اقدام، افغانستان عملاً به صحنه یکی از بزرگترین جنگهای نیابتی قرن بیستم تبدیل شد.
در برابر این اشغال، مقاومتهای گسترده مردمی شکل گرفت. هزاران جوان، محصل و شهروند از سراسر کشور، بالخصوص از مراکز علمی مانند دانشگاه کابل، به صفوف جهاد ومقاومت پیوستند. این حرکت که با شعارهای دینی و استقلالطلبانه همراه بود، به سرعت در سراسر کشور گسترش یافت. در این دوره، بنا بر آمارهای مختلف، صدها هزار نفر کشته و میلیونها نفر آواره شدند که یکی از بزرگترین بحرانهای انسانی قرن بیستم در منطقه را رقم زد.

جنگ دهساله (۱۹۷۹–۱۹۸۹ میلادی) سرانجام با خروج نیروهای شوروی در سال ۱۹۸۹ پایان یافت. پس از آن، در سال ۱۹۹۱ میلادی اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید و ۱۵ جمهوری آن به استقلال رسیدند. بسیاری از تحلیلگران این جنگ را یکی از عوامل مؤثر در تضعیف ساختار شوروی و پایان جنگ سرد میدانند.
همچنین در سطح جهانی، تحولات ناشی از این دوره، از جمله سقوط دیوار برلین در سال ۱۹۸۹ و تغییرات در اروپای شرقی، بهعنوان بخشی از پیامدهای پایان رقابت بلوک شرق و غرب ارزیابی میشود.
با وجود این تحولات، افغانستان خود وارد دورۀ طولانی از بیثباتی، جنگ داخلی و بحرانهای سیاسی شد؛ وضعیتی که پیامدهای آن تا امروز نیز ادامه دارد.
از منظر اعتقادی و تاریخی، بسیاری از ناظران این دوره را یکی از پرهزینهترین مراحل تاریخ افغانستان میدانند که در آن، بیش از یک میلیون کشته، میلیونها مهاجر و هزاران روستای ویرانشده در کشور ثبت گردیده است.
در نهایت، هفتم ثور ۱۳۵۷ نه تنها یک رویداد سیاسی، بلکه آغازگر یک دگرگونی عمیق در سرنوشت افغانستان محسوب میشود؛ دگرگونی که آثار آن در ساختار سیاسی، اجتماعی و امنیتی کشور همچنان قابل مشاهده است.

در پایان، یاد و خاطره قربانیان این دوره تاریخی، چه کسانی که در زندانها و میدانهای جنگ جان باختند و چه کسانی که سالهای عمر خود را در راه باورها و آرمانهایشان وقف کردند، همچنان بخشی از حافظه تاریخی این سرزمین باقی مانده است.
و همانگونه که در باور دینی آمده است:
«إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ»
(بیتردید خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکند)
برای نظر دادن باید ثبتنام کرده یا وارد شده باشید ورود?