اپلیکیشن ما را دانلود کنید با اپلیکیشن موبایل ما در هر جایی بخوانید
به زودی

نقد یا عقده؟ پاسخ به سطحی‌نگری مهران موحد

نقد یا عقده؟ پاسخ به سطحی‌نگری مهران موحد

کاملاً درک می‌کنم که مقابله با نقدهای مغرضانه و کینه‌توزانه ــ که به‌جای ارزیابی منصفانه، هدفشان تخریب یک شخصیت محبوب و علمی است ــ تا چه اندازه می‌تواند ناراحت‌کننده باشد؛ به‌ویژه زمانی که مدعیان منطق، شعر و ادب، خود بی‌منطق و بی‌ادب باشند.

بریانیوز( یکشنبه، ۲۷ ثور ۱۴۰۵)

به قلم: سید خبیب سادات

شخصی به نام «مهران موحد»، افزون بر نقدهای عامیانه بر شخصیت علمی و عرفانی مجاهد بزرگوار، محترم و معزز، جناب حکمتیار حفظه‌الله، درباره شعر ایشان نیز قلم‌فرسایی کرده و مدعی شده است که «به سینه رفتن» با «عظمت و خروش دریا» در تناقض است:

«اگر پای یاری نکرد در سفر

به سینه فتاده، چو دریا روم»

نقدی که این شخص نوظهور، به نام مهران موحد، ارائه داده، نشان‌دهنده سطحی‌نگری آشکار و عدم آشنایی او با مفاهیم عرفانی، حماسی و حتی حقیقت طبیعی حرکت دریاست.

بیایید این بیت زیبا را از منظر تحلیل ساختاری و حقیقت شعری کالبدشکافی کنیم تا بی‌پایه بودن این نقد روشن شود:

«اگر پای یاری نکرد در سفر

به سینه فتاده، چو دریا روم»

منتقد مدعی است که «به سینه افتادن» با «عظمت و خروش دریا» متناقض است؛ در حالی‌که این، بزرگ‌ترین اشتباه اوست.

زیرا حرکت دریا بر سینه است. دریا یا موج چگونه حرکت می‌کند؟ آیا دریا پا دارد؟ خیر. تمام عظمت، خروش و سیلان دریا بر سینه آن رخ می‌دهد. موج‌ها بر سطح آب می‌غلتند و به سوی ساحل پیش می‌روند.

شاعر با ظرافتی کم‌نظیر، ناتوانی فیزیکی خود (یاری نکردن پا) را به وضعیت طبیعی دریا تشبیه کرده است. اتفاقاً این تصویر، سرشار از انسجام است: همان‌گونه که دریا بدون داشتن پا و با گستردن سینه خویش بر زمین، عظیم و پرقدرت حرکت می‌کند، سالک این راه نیز اگر پای رفتن نداشته باشد، با تمام وجود و «به سینه فتاده» مسیر را ادامه می‌دهد.

سنت ادبی و عرفانی «سفر با سینه» (جان‌فشانی در راه هدف)

در ادبیات کلاسیک و عرفانی ما، «با سینه رفتن» یا «به سر دویدن» نماد اوج اشتیاق، ایثار و استقامت در مسیر عشق و معرفت است. وقتی پا یاری نمی‌کند، عاشق متوقف نمی‌شود؛ بلکه ابزار حرکت را به مرتبه‌ای والاتر از فداکاری، یعنی «سینه» که جایگاه قلب است، ارتقا می‌دهد.

شاعران از تعبیرهایی چون «با سر رفتن»، «به سینه خزیدن» و «با سر و سینه دویدن» برای تصویرسازی حماسی و شورانگیزِ فداکاری بهره برده‌اند؛ انسانی که حاضر است جسمش فرسوده شود، اما راهش را رها نکند.

در ادامه، چند نمونه درخشان از این تصویرسازی را می‌آوریم:

صائب تبریزی:

«پای پرآبله دامن‌گیر پیشاهنگ نیست

وادی عشق است، اینجا با سر و سینه روند»

مولانا:

«گر دامن تو دست دهد، گر ندهد دست

بر یاد تو با دست و به سر، سینه‌کشانم»

و در جایی دیگر:

«چون سنگ غلتان می‌روم، بی‌دست و بی‌پا می‌روم

بر سینه خود می‌روم، تا کوی و بازار تو من»

بیدل دهلوی:

«به سعی پای، پیمودن ندارد وادی الفت

در این ره، جاده گر سر می‌کند، با سینه می‌سازد»

خاقانی:

«دل وام پذیرد غم، دریاست، مگوییدش

کاو بی‌قدم و پا شد، بر سینه سفر دارد»

فیض کاشانی:

«گر به کوی او روی، بی‌پا و سر شو چون صدف

بر سر و سینه روان شو، در دل دریا چو موج»

بنابراین، «به سینه رفتن» در ادبیات ما به هیچ‌وجه نشانه عجز یا خزیدن ذلیلانه نیست؛ بلکه بیانگر اوج همت، پایداری و حماسه روحی انسانی است که حتی در صورت از کار افتادن پا نیز از مسیر بازنمی‌گردد.

شاهکارهای ادبی جهان سرشار از چنین تضادهای پویایی‌اند. شاعر می‌گوید: ممکن است جسم من چون انسانی افتاده بر سینه، ناتوان باشد؛ اما روح و اراده‌ام همچون دریا، خروشان و بی‌کران است. این تقابل میان «جسم ناتوان» و «روح دریاگون»، اوج تخیل شاعرانه است، نه نشانه ضعف و تناقض.

این نقد به‌وضوح نشان می‌دهد که منتقد، شعر را با یک متن اداری یا گزارش فیزیکی اشتباه گرفته است. او نتوانسته درک کند که دریا دقیقاً به دلیل نداشتن پا و حرکت بر سینه، بهترین و باشکوه‌ترین مابه‌ازای تصویری برای شاعری است که می‌گوید:

«اگر پایم یاری نکرد، حرکتم متوقف نمی‌شود؛ بلکه دریاوار و با تمام وجود به سوی هدفم روانه می‌شوم.»

این بیت نه‌تنها نقصی ندارد، بلکه از استحکام، عمق، معنا و وفاداری به سنت‌های اصیل شعر عرفانی و حماسی برخوردار است و کینه‌ورزی‌های شخصی نمی‌تواند ارزش ادبی آن را خدشه‌دار سازد.

در پایان، با این آیه مبارکه شما را به خدای یکتا و بی‌همتا می‌سپارم:

﴿وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا﴾

برای نظر دادن باید ثبت‌نام کرده یا وارد شده باشید ورود?

اخبار مرتبط

ما را دنبال کنید

به قهرمان رای دهید

برترین دسته ها

نظر اخیر

  • user توسط KyuhqcUFaKDxgQxidA

    kcZRtHeWrgoWMTIL

    quoto
  • user توسط qcJvwIEkylYuVnMMCZ

    GBWGKEROsZZqoosN

    quoto
  • user توسط ZzTRVabJcrTlFUSRFgF

    mBQzzewrmjOEHCuhl

    quoto