۱۹ سال انتظار؛ روایت پسران محمدرحیم از بازداشت طولانی بدون محاکمه
بریانیوز:(شنبه،۸ حمل۱۴۰۵) پسران محمدرحیم، زندانی افغان در گوانتانامو، میگویند پدرشان نزدیک به ۱۹ سال است که بدون حکم محکمه و بدون فرصت دفاع، در بازداشت بهسر میبرد؛ وضعیتی که به گفته آنان با هیچ اصل عدالت و حقوق بشری سازگار نیست.
محمدابراهیم، پسر بزرگ این زندانی، در گفتوگو با یک رسانه داخلی تأکید میکند که پدرش بدون ارتکاب هیچ جرمی بازداشت شده و در تمام این سالها هیچ مدرک معتبری علیه او ارائه نشده است. او میگوید: «پدرم را بدون هیچ ثبوتی نگهداشتهاند و محکمه نشده است. اگر در این نزدیک به بیست سال مدرکی وجود میداشت، حتماً به جهان نشان میدادند.»

به گفته او، زمان برای خانوادهشان به کندی و با امیدی تلخ میگذرد؛ امیدی که هر روز در انتظار بازگشت پدر زنده نگه داشته میشود. محمدابراهیم همچنین اتهام ارتباط پدرش با رهبر پیشین امارت اسلامی افغانستان را رد کرده و میافزاید که ایالات متحده هیچگاه سند معتبری در این زمینه ارائه نکرده است.
او از روزی یاد میکند که زندگیشان برای همیشه تغییر کرد؛ زمانی که پدرش در یک عملیات مشترک میان پاکستان و ایالات متحده در شهر لاهور، در برابر چشمانش بازداشت شد. به گفته او: «وقتی پدرم را پیاده کردند، فریاد زدم که او هراسافگن نیست، پدر من است. اما آنان او را سوار موتر کرده و با خود بردند.»
محمدابراهیم میافزاید که پس از بازگشت خانوادهشان از پاکستان به افغانستان، محدودیتها برای تماس با پدرشان افزایش یافته و اکنون تنها هر هفت ماه یکبار اجازه صحبت کوتاه با او را دارند؛ تماسهایی که بیشتر از آنکه تسکین باشد، داغ دوری را تازهتر میکند.

در همین حال، داوود، پسر کوچکتر محمدرحیم که هنگام بازداشت پدرش تنها شش ماه داشت، با حسرت از نبود پدر در زندگیاش سخن میگوید. او که اکنون جوانی شده است، میگوید همواره آرزو داشته حتی یکبار آغوش پدر را تجربه کند. داوود با اشاره به آزادی اخیر یک زندانی آمریکایی میگوید: «دیروز هنگام رهایی آن زندانی در میدان هوایی بودیم؛ همانجا آرزو کردم کاش پدرم را هم با خود میآوردند.»
در سطح حقوقی نیز، جیمز کونل، وکیل محمدرحیم، خواستار آزادی فوری موکلش شده و تأکید کرده است که او بدون اتهام مشخص و بدون طی مراحل قانونی در بازداشت نگهداری میشود.
پنج ماه پیش، محمدرحیم در نامهای به مادر سالخوردهاش از آرزویی ساده اما دور از دسترس نوشت: بازگشت به خانه، نشستن در کنار خانواده و در آغوش گرفتن مادری که سالهاست چشمانتظار اوست. این نامه، بازتاب درد و رنج انسانی است که سالها از ابتداییترین حقوق خود محروم مانده است.

بازداشت محمدرحیم در چارچوب موج گسترده بازداشتها پس از حمله نظامی سال ۲۰۰۱ به افغانستان صورت گرفت؛ زمانی که نیروهای ائتلاف به رهبری ایالات متحده، با همکاری نیروهای جبهه متحد تحت رهبری برهان الدین ربانی و محمد فهیم قسیم صدها افغان را به اتهام همکاری با طالبان، القاعده، حزب اسلامی و دیگر گروهها بازداشت و بدون محاکمه به زندانهایی چون گوانتانامو منتقل کردند.
کشورهای همسایه افغانستان، از جمله ایران و پاکستان، نیز در مقاطع مختلف با روند مداخله نظامی ایالات متحده در افغانستان همسویی نشان دادند و در برخی موارد همکاریهایی انجام دادند. در چارچوب این همکاریها، گزارشهایی وجود دارد که شماری از افراد مظنون یا اعضای گروهها و سازمانهای تحت تعقیب امریکا بازداشت شده و به نیروهای امریکایی یا متحدان آن تسلیم داده شدند.
بهگفته ناظران، این اقدامات در چارچوب همکاریهای امنیتی و مبارزه با تروریزم صورت میگرفت؛ اما همزمان، نگرانیهایی نیز در مورد شفافیت روند بازداشتها، نحوه انتقال افراد و رعایت حقوق قانونی و بشری آنان مطرح بوده است. برخی گزارشها حاکی از آن است که در مواردی، این افراد بدون طی مراحل کامل حقوقی به طرفهای خارجی سپرده شدهاند، موضوعی که انتقاد نهادهای حقوق بشری را نیز برانگیخته است.

از دید نیروهای ائتلاف به رهبری ایالات متحده در افغانستان، و نیز برخی گروههای همسو با آن، هر فرد یا جریانی که با حضور نیروهای خارجی بهویژه امریکا مخالفت میکرد، نیروهای ناتو را «اشغالگر» میدانست و خواستار خروج آنان از کشور، تأمین آزادی و استقلال و حفظ تمامیت ارضی کشور بود، در بسیاری موارد بهعنوان تهدید تلقی میشد.
بر بنیاد این رویکرد، چنین افراد یا جریانها هدف سرکوب قرار میگرفتند یا برای واداشتنشان به تغییر موضع، بازداشت، بازجویی و گاه با رفتارهای سختگیرانه و خشونتآمیز مواجه میشدند. این وضعیت، بهگفته منتقدان، نگرانیهای جدی در زمینه حقوق بشر، آزادی بیان و برخورد با مخالفان سیاسی را در آن دوره برانگیخته بود.
با گذشت بیش از دو دهه، سرنوشت شماری از این بازداشتشدگان همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد؛ افرادی که خانوادههایشان هنوز در انتظار روشن شدن وضعیت و بازگشت عزیزانشان به سر میبرند. داستان محمدرحیم و فرزندانش، تنها یکی از روایتهای دردناک این فصل طولانی از تاریخ معاصر افغانستان است؛ روایتی از انتظار، بیعدالتی و امیدی که هنوز خاموش نشده است.
برای نظر دادن باید ثبتنام کرده یا وارد شده باشید ورود?