حکمتیار: هشدار ترامپ و حملات هوایی پاکستان به کابل میتواند بهانۀ برای تغییر نظام در افغانستان باشد
حکمتیار: هشدار ترامپ و حملات هوایی پاکستان به کابل میتواند بهانۀ برای تغییر نظام در افغانستان باشد
بریانیوز:( دوشنبه،۳ حمل ۱۴۰۵) حبیبالرحمن حکمتیار، فعال سیاسی افغان، به تاریخ ۲۱ مارچ در صفحه فیسبوک خود در واکنش به هشدار تازه ایالات متحده امریکا به طالبان مبنی بر اینکه تا آزادی تمامی شهروندان امریکایی، دونالد ترامپ آرام نخواهد نشست نوشته است که این هشدار ممکن است تنها بهانۀ برای برچیدن حکومت طالبان باشد.
او افزوده است که در سیاست بینالملل، هرگاه ارادۀ برای تغییر یک نظام وجود داشته باشد، بهانهها بهراحتی فراهم میشوند. به باور وی، حملات هوایی اخیر پاکستان بر کابل و برخی ولایات افغانستان نیز ممکن است بیارتباط با این هشدار نباشد و در چارچوب یک روند گستردهتر از فشارهای منطقۀ و بینالمللی قابل تحلیل است.

حکمتیار در ادامه تأکید میکند که طالبان بهدلیل نوع نگرش منحصر به خود، اساساً انعطافپذیر نیستند. به گفته او، گروهی که اطاعت از رهبر را معادل اطاعت از خداوند بداند و مخالفان خود را بهسادگی «مرتد» تلقی کند، نمیتواند وارد تعامل عقلانی و سیاسی شود. وی نتیجه میگیرد که چنین رویکردی در نهایت نه به ثبات، بلکه به شکنندگی ساختار قدرت منجر خواهد شد.
در بخش دیگر، او با اشاره به اظهارات پیت هگست، وزیردفاع امریکا مبنی بر حمایت دولت ایران در سال های اخیر از طالبان در جریان جنگ امریکا در افغانستان، مینویسد که این موضوع از مدتها پیش برای برخی مقامهای امنیتی افغانستان روشن بوده است. او به نقل از معصوم ستانکزی، رییس امنیت ملی در حکومت محمد اشرف غنی میگوید که ایران در سالهای نظام جمهوریت، کمکهای قابل توجه و حتی پیشرفتهتری نسبت به پاکستان در اختیار نیروهای طالبان قرار میداد، اما حکومت وقت بهدلیل نگرانی از گسترش جنگ به جبهه دوم، از افشای این موضوع خودداری میکرد.

حکمتیار همچنین تأکید میکند که جنگ در افغانستان عملاً در دو جبهه جریان داشت و نگرانی از نقش احتمالی روسیه در پشت پرده حمایتهای ایران، وضعیت را پیچیدهتر میساخت. او به نقش هند نیز اشاره کرده و معتقد است که لابیهای این کشور در شکلدهی سیاستهای حکومت پیشین تأثیرگذار بودهاند، هرچند این موضوع کمتر بهصورت علنی مطرح میشد.
وی با اشاره به ادامه جنگ روسیه و اوکراین، این تحولات را بیارتباط با رقابتهای کلان جهانی نمیداند و معتقد است که افغانستان همچنان بخشی از معادلات گستردهتر قدرت در سطح بینالمللی است.
در ادامه، حکمتیار به ساختار درونی طالبان پرداخته و آن را یکدست نمیداند. او از نقش هبتالله آخندزاده بهعنوان رهبر و نفوذ چهرههایی مانند صدر ابراهیم یاد میکند و مینویسد بخشی از طالبان که در ایران حضور داشتند، اکنون از توان نظامی و نفوذ بیشتری برخوردارند. این مسئله میتواند در تعیین جهتگیریهای آینده این گروه نقش مهمی ایفا کند.
او همچنین به تشدید رقابت میان پاکستان و هند از طریق افغانستان اشاره کرده و مسائلی مانند افزایش فعالیت گروه «تیتیپی» و حملات متقابل را نشانۀ از گسترش جنگ نیابتی در منطقه میداند.
در بعد ایدئولوژیک، حکمتیار بر این باور است که نوع نگرش رهبری طالبان—که مخالفت را معادل دشمنی با دین تلقی میکند—باعث ایجاد فضای ترس و سرکوب در جامعه میشود. از نظر تحلیلی، چنین رویکردی اگرچه ممکن است در کوتاهمدت به تثبیت قدرت کمک کند، اما در بلندمدت مشروعیت داخلی و پذیرش بینالمللی را بهشدت تضعیف خواهد کرد.
او در ادامه به وضعیت ایران اشاره کرده و احتمال کاهش نفوذ منطقۀ این کشور را در صورت تداوم فشارهای خارجی مطرح میکند؛ موضوعی که میتواند بر معادلات قدرت در افغانستان نیز تأثیرگذار باشد.
در نهایت، حکمتیار نتیجه میگیرد که با افزایش ناامنیها و احتمال نقشآفرینی بیشتر ایالات متحده امریکا در حملات علیه طالبان، این گروه بهتدریج پناهگاههای منطقۀ خود را از دست خواهد داد. او همچنین تأکید میکند که پیشرفت تکنولوژی نظامی میتواند روند تحولات را نسبت به سال ۲۰۰۱ سریعتر سازد.
جمعبندی تکمیلی:
این تحلیل نشان میدهد که افغانستان در مرحلۀ حساس از تاریخ خود قرار دارد؛ جایی که تلاقی سه عامل—فشارهای بینالمللی، رقابتهای منطقۀ و ضعفهای ساختاری داخلی طالبان—میتواند به تحولات سریع و حتی غیرمنتظره منجر شود. در چنین شرایطی، آینده سیاسی کشور بیش از هر زمان دیگری وابسته به میزان انعطافپذیری طالبان و نحوه تعامل آنها با جامعه جهانی خواهد بود.
برای نظر دادن باید ثبتنام کرده یا وارد شده باشید ورود?