مشكل گروه هاى اسلامى افغانستان
به قلم: گلبدین حکمتیار، رهبر حز ب اسلامی افغانستان
تا زمانى كه نهضت اسلامى كشور ما، در داخل كشور فعاليت داشت و به هجرت وادار نشده بود، داراى صف واحد و متحدى بود و ملت ما با مشكل تعدد نهادهاى اسلامى مواجه نبود، ولى بعد از آغاز سلسلۀ هجرت ها به خارج و مخصوصاً زمانى كه نهضت اسلامی به مقاومت ملى تبديل شد و با تجاوز مستقيم اتحاد شوروى بر افغانستان پاى كشورهاى رقيب روسيه و كشورهاى كه از پيشروي هاى مزيد قواى روسى بيم داشتند، به قضيه كشانده شد، احزاب متعددى در خارج از كشور تشكيل گرديد و نهضت اسلامى ما كه تا آغاز مقاومت مسلحانه، به عنوان «جوانان مسلمان» و سپس حزب اسلامى افغانستان صف واحدى داشت با مشكل تعدد گروه ها و شعارها مواجه گرديد.

چه بسا كسانى كه در گذشته يا با نظام هاى حاكم کشور همكارى داشتند، يا از امكان آغاز مبارزات اسلامى مأيوس بودند و گمان نمى كردند كه مى توان از مبارزه با شعارهاى اسلامى نتيجۀ بدست آورد و يا با چنين مبارزاتى موافق بودند و آن راضروري مى شمردند ولي جرأت و جسارت تائيد از آن و همكاري علنی و عملي با آن را نداشتند و حتى كسانى كه برداشت هاى ناقص از اسلام داشتند و وضع موجود جامعه را صد در صد اسلامى مى پنداشتند و با هر تحول و انقلابی به مخالفت مى پرداختند و شعارهاى تشكيل حزب و حكومت اسلامى، جهاد، هجرت و شهادت در راه خدا، مقابله با حزب شيطان، مبارزه با استبداد و اسلامي كردن جامعه و نظام براى آنان غيرقابل فهم بوده گمان مى كردند كه اين ها متعلق به صدراسلام است، دوران آن پايان يافته، متوجه ما و زمان ما نيست، ما بايد تا ظهور مهدى و بر پايى قيامت، منتظر هر روز بدتر از ديروز باشيم و بر هرچه پيش مى آيد صبركنيم و رضايت بدهيم و كارى مخالف سنن الهى و مرضات خدا كه در وضعيت حاكم نهفته است به عمل نياوريم، اين ها نيز گروه هاى در خارج تأسيس كردند.
در پيشاور زمانى تعداد گروها به (۵۶) رسيد، هركى دفترى به اجاره گرفت، بيرقى برافراشت، نشريۀ هر چند بى محتوى تحويل مهاجرین داد و به دفتر كمشنرى مهاجرين پيشنهادى براى به رسميت شناختن تقديم كرد، به عنوان حزب شناخته شد.

در ايران نيز وضعيت چنان بود كه متصل پيروزى انقلاب اسلامى ايران و قبل از تمركز قدرت در نهادهاى ثابت دولتى مراكز و مراجع متعدد قدرت وجود داشت كه اين وضعيت زمينه را براي تأسيس گروهاي گوناگون افغانى در سطح مهاجرين مقيم ايران فراهم ساخت. هر چند در مرحله خاصى جلو تولد سريع و مزيد گروه ها گرفته شد و با مداخله دولت ها در حد هفت گروه در پاكستان و هشت گروه در ايران مهار گرديد، اما حلقه هاى خاص بيرونى، تلاش جدى داشتند تا جهاد افغانستان و مقاومت افغان ها، ذريعۀ حزب نيرومند واحد رهبرى نشود، مخصوصاً ذريعۀ حزبى كه بر اسلاميت مبارزه، اصول روشن و اهداف و شعارهايش تأكيد داشت و خواهان افغانستان مستقل و آزاد بود.
احزابى كه در خارج از كشور تشكيل گرديد با چند مشكل عمده مواجه بودند:
1ـ بنا بر عدم سوابق مبارزاتى و عدم شناخت دقيق از احزاب غير اسلامى، تعداد زياد كمونست ها در صفوف آنان جا گرفتند كه بعد ها موجب انحراف اين گروه ها شد و زمينه هاى درگيرى شان را با ديگران فراهم كردند.
2ـ تشكيلات و اساس نامه نداشتند، مرامنامه مدون و غير مدون و پاليسى مشخصى نداشتند، هر گروه عبارت بود از رهبر و عدۀ محدود شريك امتيازات با اتكاء كامل به مساعدات بيرونى.
3ـ به عنوان گروه هاى محلى و قومى تبارز كردند، به نحوى كه دروازه هايش بر روى افراد قوم و منطقه ديگرى كاملاً بسته بود و توان و ظرفيت جلب آنان را نداشت.
هر چند وجود اين نوع گروه ها در شرايط جنگ با قواى اجنبى و قيام سرتاسرى اشكال خاصى را باعث نمى شد و شبيه به جبهاتى بودند كه در هر منطقۀ براى مصروف ساختن دشمن تشكيل مى گرديد، ولى براى مرحله بعد از آزادى کشور از اشغال شوروی مصبيت هاى بزرگى را باعث شدند.

برخى از کشورها و همچنان نيروها بطور سنجيده و هدفمند و براى مرحلۀ بعد از آزادى افغانستان بر تعدد احزاب و توازن ميان آنان سرمايه گذارى داشتند. براى اينكه ملت افغانستان و مجاهدین با خلاى رهبرى و قيادت واحد مواجه شوند، به درگيرى هاى گروهى و قومى كشانده شوند، حاصل جهاد شان به شكل درگيري هاي گروهي و قومي منعكس شود و با اين كار از يك سو جلو تأسيس حكومت اسلامى در کشور گرفته شود، و از سوى ديگرى پديدۀ جهاد اسلامى كه بعد از قرن ها ادبار و ذلت، به عنوان راه رسيدن به آزادى و عزت و رهایی از استبداد انتخاب شده است به عنوان تجربۀ ناكام و داراى نتايج تلخ و خونين انعكاس يابد و تأثيرات مثبت آن در بيدارى مجدد امت زايل شود.
تعدد احزاب به ذات خود و در صورتى كه بر قوم گرايى تركيز نشود، به وحدت ملى صدمه نرساند، متكى بر سياست هاى حلقه هاى بيرونى نباشد، رقابت هاى شان، رقابت هاى سالم و اختلاف شان، اختلاف رأى در تشخيص احسن و در انتخاب اصلح و اصوب باشد و هر يكى برنامه خدمت به مردم و تعالى كشور داشته و اختلافاتش با ديگرى از اعتراض او بر برنامه ها، طرحها، شعارها، و آرمان ها مايه بگيرد، نه تنها مشكلات حادى ايجاد نخواهد كرد بلكه وجود آن در يك جامعه بيدار، فعال، در حال رشد و خواهان رسيدن به كمال نه تنها طبيعى بلكه ضروريست، احدى نمى تواند از نقش آن در تعالى معنوى جامعه و جلوگيرى از جمود و خمود فكرى و نجات استبداد انكار كند. جلوگيرى از استبداد فردى، خاندانى، قبيلوى، گروهى و مذهبى، با هيچ اسلوب ديگرى جز اجازه به احزاب سياسى ممكن نمى باشد.

وجود احزاب سياسى در يك جامعه، نشانه آزاد منشى و بيدارى و هدفمندى افراد آن است.
ملت افغانستان در صورتى مى توانند از اضرار تعدد احزاب غير اصولى نجات بيابند كه:
1ـ تعهد افراد با گروه ها بر اساس توافق با مرامنامه، اساس نامه، تشكيلات، طرح ها، شعارها و آرمانهاى آن باشد.
2ـ احزاب داراى رهبرى منتخب باشد، رهبران به افراد متعهد حزب خود اجازه بدهند تا در مورد عملكردها، كفايت ها، استعدادها، شايستگى ها، و اجرءات رهبرى و التزامش به آرمانها و شعارها قضاوت كنند. گروهى كه در جامعه مخالف استبداد است نبايد در داخل حزب معتقد به استبداد باشد و حق انتخاب را از متعهدين سلب كند و آنان را به اطاعت صد در صد و كوركورانه ملزم نمايد.
3ـ هر حزب بايد برنامه ارائه كند كه افغانستان شمول بوده، همه اقشار ملت و پيروان همه مذاهب را احتوا نمايد و از شعارها و برنامه هاى كه با وحدت ملى ما سازگار نيست و فاصله ها و خصومت ها را باعث مى شود به شدت خود دارى شود.
4ـ متكى به امكانات ذاتى چون حق العضويت ها، اعانه ها و مساعدتهاى متعهدين خود باشد و تعهد نمايند كه منابع تمويل را به تصويب شورى منتخب خود مى رسانند و حسابات مالى اش علنى و قانونى مى باشد.
5ـ طرحى كه براى آينده كشور ارائه مى نمايند بايد حاوى نكات ذيل باشد:

الف: پابندى و التزام به شريعت اسلامى
ب: احترام به گروهائى كه در انتخاب راه و روش و مذهب شان برقرآن و سنت استناد دارند و پذيرفتن آنها به عنوان گروهاى مسلمان با وجود اختلافات در مسائل فروعى.
ج: تأمين وحدت ملى، دفاع از حاكميت ملى و تماميت ارضى كشور.
د : اعطاي حق انتخاب رهبري و زعامت به ملت.
هـ شورى منتخب ممثل ملت را به عنوان مقتدرترين مرجع با صلاحيت تصميم گيرى شمردن و آمر و مأمور، رهبر و رهرو را به قرارها و فيصله هاى آن ملزم كردن.
وـ تضمين آزادى هاى فردى تا آنجا كه با منافع اجتماعى تصادم نكند و منافى قرآن و سنت نباشد و تعرض ناجائز بر پيروان مذاهب حقه ديگر تلقى نشود.
اگر افراد چيز فهم و آگاه جامعه ما تعهد كنند كه احزاب را از وضع ناهنجار قبلى بيرون مى كشند و در مسير سالم و معقولى قرار مى دهند و جلو رقابت هاى ناجائز را مى گيرند و فضاى تنافس سالم را ايجاد مى كنند و از احزابى كه اصول و ضوابطى ندارند و آرمان ها و شعارهاى شان مجهول وديكته شده از خارج است، بيرون مى شوند و با گروه هاى همكارى مى كنند كه داراى انديشه اسلامى اند، هويت و اصالت افغانى دارند، تشكيلات منظم، آرمان هاى روشن و برنامه و طرح هاى دقيق و عملى دارند و آن را به محورى براى توحيد همه نيروهاى صالح ومتعهد به اسلام در مى آرند، بدون شك كه مقدار زياد مشكلات موجود جامعه ماكه زادۀ تعدد احزاب غير اصولى و محصول مداخلات بيرونيست به آسانى و زودى حل خواهد شد.
ما همه احزاب و افراد متعهد به اسلام را دعوت مى كنيم كه اگر واقعاً معتقد به اسلام اند و تعهدى در برابر خدا ومردم دارند اين روش را با اخلاص و صداقت انتخاب كنند و كشور و مردم شان را ازاين وضعيت دردناك نجات بدهند.
برای نظر دادن باید ثبتنام کرده یا وارد شده باشید ورود?